درباره نویسنده
Hossin
اگر سکوت کرده ام اگر بیصدا گشته ام اگر بی وفایی را میبینم و باز سکوت میکنم اگر در دل غمی بسیار دارم من اگر لبی خندان و دلی گریان دارم گله از بازی دوران دارم در زمان حال گاهی نفسم میگیرد ارزو در دلم متولد نشده میمیرد یا اگر هم متولد شد د رپیچ و خم زمان میمیرد خسته ترین انسان نبودم بی وفاییها بی ایمانم کرده بی ایمان به موندن به زیستن...
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • Hossin
مطالب اخیر
  • در نبود من ........
  • خداحافظ دنیای شیرین من
  • ♥ شـبـــــ ♥
  • میخـواهـم بنویسم
  • رهــــــایــی
  • بـغـض
  • عـیـدتـون مـبـارکــــــــــــ
  • حقیقت دوست داشتن
  • مــــــــادر
  • هــویــت
  • بـاز آمــدم
  • ۱۳۸٩/۱۱/٢٢
  • ۱۳۸٩/۱۱/۱٥
  • طـلوعـی از شــرق
  • عروسیــــــــــــــــــــــ شون مبارکـــــــــــ
  • و این است تنهایی من
  • احـساس الــیـنـا
  • یه خبر فوق مهم
  • فاصله ی دنیا تا آخرت خلاصه در شبانه روز
  • کشاورز و پیرزن آخرین بازماندگان تنهایی من
  • بهانه های خواهر و سهم های برادر
  • دخترانه
  • پسرانه
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
دوستان من
  • یـکــ پنجـره بـرای دیـدن
  • یک فنجان خنده بنوشید
  • تـبـسـم عـشـق
  • مرجع دانلود آهنگ منصور حیدری
  • داروی تنهایی Hossin
  • عـاشقـا بـفـرمـائیـد تـو
  • رویـای شبـانـه
  • حقیقت عشق چیست؟
  • مهربانی آموختنی نیست
  • صـدای دل یـه دختـر
  • قــاصـدکـ ـ ـ
  • پـسـر بـد
  • بـــاران
  • آخـریـن بـار
  • پـرنـده کـاغـذی
  • دنیـای رنگـارنـگ
  • من و گذشته ی من
  • پا روی دل بگذار و بگذر
  • love is in everyone
  • زیر آسمان دنیای مجازی
  • بـه سادگـی سـکـوت
  • خاطرات دانشجویی و...
  • تنهایـی هـای یـک تنهـا
  • ♥ متن وعکس عاشقانه ♥
  • رویـای عـشـق
  • این خراب شده عنوان نداره
  • my messy melody
  • همه چی دروغـه
  • دو تا عاشـ ـق خیالـ ـی
  • گـ ـ ـ ـل رز
  • دختری از جنس فرشته
  • دست نوشته های یک عاشق
  • یه جای تنگ و تاریک
  • آسمـان خـراش
  • از تو تا من سکوت و حسرت
  • دختر پسرا
  • بـغـض گــریـه
  • فـريـاد تنهـايي
  • زنــدگـ ـ ـی...
  • دوستـانـه
  • دری وری هـای من
  • کـنـجـد و مـنـجـد
  • B.D.S.P √√
  • تنهاترین کلید دار میکده عشق
  • ســعـــادت
  • ♥ بهتـرین عـشـق ♥
  • در بن بست آرزوهــا
  • پخش مستقیم کربلا و مشهد
  • جـنـاب عـاشـق
  • مـحـراب دل
  • عـ ـ ــاشـق چـشـات
  • کلبـه سنـگـی
  • حرف های رها و الیار
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



یـکــ پنجـره بـرای دیـدن یـکـــــ پنجـره بــرای دیــدن

یاس تم

قالب وبلاگ رتبه ی گوگل

پویا بیاتی-گمت كردم

مرجع کد آهنگ

Free PageRank Display
☼ دختر پسرا بفرمائید تنهایی ☼
♥ خــدا منــم مثــل تـو تـنــهـام ♥
در نبود من ........
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/٥/۱٥

نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی هرکسی که این مضخرفات و این حرف های بیخود رو زده یه آدم پست و بیشعوری بوده که اصلا احساسات مردم براش اهمیتی نداشته و منم در اینجا متعجب شدم که چطوری پسورد وبلاگ منو بدست آورده و تازه عکس منو از کجا داشته.....!!! به هر حال من این آدم رو از ته قلبم نفرینش کردم و امیدوارم یه روز خوش نبینه... حالا براتون میگم که من کجا بودم::: من 2 هفته قبل از ماه رمضان تو بیمارستان بودم برای بیماری قلبیم که خدا رو شکر خوب شدم.بعد از بیمارستان که مرخص شدم باید میرفتم یزد برای کارهای شخصیم.من به صادق گفتم تو هم میای بریم گفتش که آره منم میام.منو صادق به مدت 1 ماه و خورده ای رفتیم یزد و تازه 4 روزه که برگشتیم.روزه اولی که اومدم اصفهان رفتم تو اینترنت که بیام تو وبلاگم که دیدم وبم هک شده رفتم تو وب صادق که دیدم اونم هک شده دوتا وبلاگ توسط یه نفر هک شده.من سریع به صادق گفتم و اونم گفت که چطور ممکنه؟؟ خلاصه صادق گفت که نگران نباش من هرچقدر بتونم سعی میکنم وبلاگت رو برگردونم حسین..تا اینکه بعد از سه روز وبلاگم رو تونست برگردونه...واقعا دستش درد نکنه خیلی لطف بزرگی در حق من کرد الحق که دوست خوبیه...و این بود ماجرا

 

حالا من نمیدونم این آدم کی بوده ولی هر کی بوده میخواسته صادق رو پیش من خراب کنه... که نتونسته به هدفش هم برسه.... خدارو هزار مرتبه شکر

 

راستی صادق هم از همتون عذرخواهی کرد و گفت که دیگه به دنیای نت نمیاد و از همتون طلب حلالیت کرد ...اما کنار من هست و ما همیشه با هم هستیم

 

در ضمن از آجــی و داداشای گلم میخوام که من رو بخاطر این چند ماهی که نبودم از ته قلبشون منو ببخشند واقعا من از همتون عذرخواهی میکنم  شرمنده همتونم...خیلی دوستون دارم و حالا دیگه من برگشتم  و پیشتونم

نظرات ()



خداحافظ دنیای شیرین من
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/۳/۱٩

سلام به همه

بابت این مدت ببخشید راستش بعد از این همه کش و قوس به این نتیجه رسیدم که باید برم دیگه واقعا باید برم من هدفی داشتم که بهش رسیدم الانم میخوام بگم تا همه بدونن من اومدم تو این دنیای مجازی تا کتاب خودمو بنویسم زندگی من و شماها که چند سال باهم بودیم از وبلاگ قبلم شروع کردم داستانی که نوشتم همه ی ریز و درشت زندگی،حرفا و همه دلتنگی هامون داخلش آوردم من دنبال همین هویت بودم اسم کتابم رو گذاشتم { فاصله } برا پیدا کردن این اسم پیش خیلیا رفتم آخر همه حرفاشون این بود که نت و دنیای مجازی جز دوری و فاصله چیزی نداره منم به این حقیقت رسیدم  بعضی از ما تو این دنیا پشت نقاب هایی رفتیم که برازنده احساسات ما نبود کاش می شد همه ما با اینکه دور هستیم اما صادقانه زندگی میکردیم دنیای مجازی یعنی خیانت من نمیگم همه میگن اما چی میشد اسم خیانت رو از این دنیا برداریم صاف و بی ادعا باشیم من خاطره هامونو نوشتم باهمه دغدغه هامون و هرشب به یاد یکدوم از شما چشمامو میبندم هرکدوم از شماهایی که تو لینک های من هستین تو این کتابی که نوشتم ٨صفحه برا خودتون دارین به نیت امام هشتم هدف من همین کتاب بود تا به همه بفهمونم دنیای مجازی همش خیانت نیست آدمایی هم داره که حاضرن برا دوستاشون هرکاری بکنن براشونم چیزی مهم نیست

این وبلاگ رو حذف نمیکنم تا یه روزی اگه دل شما برا هم تنگ شد بیاین و مثل قدیم با هم حرف بزنین یا بیاین و خاطره هاتون رو ورق بزنین  منم برا همتون دعا میکنم تابهترین زندگی نصیبتون بشه و همیشه صادقانه رفتار کنین امیدوارم شیرینی های زندگیتون به تلخی تبدیل نشه....مواظب دلتون باشین آبجیا و داداشای گلم

خدانگهدار...

پ.ن :درست است که روزی فراموش میکنی و روز دیگر فراموش میشوی اما بدان فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نخواهند کرد.

نظرات ()



♥ شـبـــــ ♥
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/٢/۳

باز شب شد و خورشید با آسمان خداحافـظی کرد و در پشت کوه های مغرب خوابید

باز شب شد و صدای جیرجیرک ها کوچه های خالی را پر کرد

باز شب شد و صدای لالایی مادر سکوت خانه را شکست

باز شب شد و بغـض گریه هایم خورد شد

باز شب شد و ترس ها بیدار شدند

باز شب شد و حس دلتنگی به سراغم آمد

و باز شب شد و با یاد تو چراغ اتاقـم خاموش شد

نظرات ()



میخـواهـم بنویسم
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/۱/٢٧

باز میخواهم بنویسم از خودم، از چشمان همیشه خیسم ، از قلب طوفانی ام ، میخواهم بنویسم از افکار مواج در ذهنم ، از کاغذ از نوازش زیبای خودکار ، از حس غریب امشب ، میخواهم بنویسم از درد هایم ، از شکسته شدن قلبم ، از حقارت هایم ، از ترس ها از لرزها، از بی عدالتی ها، از سختی ها، میخواهم بنویسم از آسمان ، از ستاره ها، از گردش زیبای زمین، میخواهم بنویسم از جذر های عشقم ، از سادگی سکوت هایم ، از رویای شبانه ام ، از بغض گریه هایم ، از این پنجره ی رویا، از غبار سنگین دلتنگی ام ، از همه و همه ، اما نمیدانم چگونه بنویسم ، آیا تمام این رویداد ها را میتوانم در این صفحه جای دهم؟ نه ، هر کدام از این ها دنیایی برای خود دارند که هزاران صفحه هم نمیتواند آنان را در برگیرد دنیایی پر از رمز و وحشت و غربت و تاریکی و تنهایی... 

نظرات ()



رهــــــایــی
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/۱/۱٦

سلام ای صاحب عشق های نداشته ی من

سلام ای نور مشرق زمین من

سلام ای خفته در خاک طوس

سلام ای ضامن تنهایی من

باز آمدم با کوله باری از درد ولی خوشحالم که تو همیشه کنارم هستی، شاید منو نشناسی حق داری ولی من همون پسری هستم که سال ها پیش گره کور زندگیشو باز کردی همونی که از سختیا ردش کردی شاید حالا بزرگتر شدم ولی هنوز که هنوزه بزرگواری تو رو فراموش نکردم که تو اوج گناه که کرده بودم مشکل منو حل کردی شاید نباید اینا رو این جا بگم ولی دیگه خسته شدم میخوام بزرگواری تو رو در حق خودم داد بزنم تا همه بدونن ولی یا رضا بیا عاشقی رو در حقم تموم کن بیا و با دستای خودت کبوتر تنهاییمو آزاد کن، میخوام پیش تو پر بگیرم، از دست تو دونه بخورم، دور ضریح تو بچرخم، تو آسمون تو عشق بازی کنم، بیا و گره ها رو یکی یکی باز کن

میخوام بیام پابوست مثل همیشه روزای جمعه اما حیف که گیر کردم تو دام صیاد دنیا دستای، تو رو میخوام آقا آخه تا کی اسارت؟

تقدیم به کعبه ی عاشقا که جواب همه ی درد دیده هارو میده...

نظرات ()



بـغـض
نویسنده: Hossin - ۱۳٩٠/۱/۱٥

ای نگـاهـت پر از شکوفایی

مٌردم آخـر چه وقت می آیـی

بشکنم حجم بـغـض دلتنـگی

اشـک،بـارم به پای تنهایـی

نظرات ()



عـیـدتـون مـبـارکــــــــــــ
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٢/٢٢

سلام سلام به همگی

میبینم که عید اومده و همه مثل من خوشحال و شاد و سرحال البته خوش بحال بعضیا که خوردن و خوابیدن آخه من زحمت تکوندن خونه رو دوشم بود تو این مدت شده بودم حسین زلزله خونه هارو یکی پس از دیگری میتکوندم

اومدم پیشاپیش عید رو بهتون تبریک بگم چون میدونم تو این مدت دیگه کسی نمیاد خیلی دوست داشتم سر سال تحویل بهتون تبریک بگم ولی نمیشه امیدوارم همتون سال خوب و خوشی رو داشته باشین و مهمتر از همه یادتون نره داداشی رو دعا کنید محتاجم به دعا

همیشه گفتم و میگم آرزو های قشنگ کنین تا سال قشنگی داشته باشین فقط گفته باشم شیرینی و آجیل زیاد نخورینا برا منم بزارین

آبجی جون ببخشید اگه میشه انگشتتو از تو تنگ این ماهی بدبخت در بیار گناه داره طفلک عفو کن بزار عید رو ببینه و بمیره

آرزوی بهترینارو تو سال جدید براتون دارم عیدتونم مبارک باشه به پای هم پیر بشین (ببخشید اشتب شد) صدسال به این سالا (فکرکنم بازم سوتی دادم) اصلا ولش کن یکی نیست بگه تو با این حالت چرا؟؟

فدای همتون بشم عیدتون مبارک

نظرات ()



حقیقت دوست داشتن
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

این بار دیگر من نیستم که مینویسم بلکه قلم من است که هوای بازی برش داشته و میخواهد با کاغذ دفترم بازی کند با لمس کاغذ با خط خوش و بزرگ مینویسد دوستت دارم و کاغذ با حفظ نوشته ها میگوید من بیشتر زندگی و دوست داشتن را باید از این دو یاد گرفت که با ثبت عشقشان دوست داشتن را به یکدیگر میفهمانند، آری دوست داشتن به گفتن نیست بلکه به درک کردن است این واژه با این که ساده است ولی در درون کلمه هایش هزاران راز محبت پنهان است خودکار و کاغذ زبان بسته، دوستی را بهتر درک میکنند خیلی بهتر از ما انسان ها که اشرف مخلوقات هستیم شاید انسان ها در نوشته هایشان به هم بگویند که دوستت دارم اما این دوست داشتن تا چقدر حقیقی است پس باز هم کاغذ و خودکار حقیقت را می نویسند چون اگر این دو همدیگر را دوست نمیداشتند هیچ گاه یکدیگر را لمس نمیکردند اگر هم به اجبار ما انسان ها بود یا خودکار جوهرش را تمام میکرد و یا کاغذ خود را مچاله میکرد پس دوست داشتن را درک کن تا بتوانی دوست را درک کنی

نظرات ()



مــــــــادر
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

 بین اشک ها و ناله ها و این همه آدم خودم رو رسوندم به وسط اتاق  تعجب کرده بودم همه جا سیاه بود دیدم کسی وسط اتاق خوابیده و پارچه  ی سیاهی انداختن روش رفتم بالا سرش نشستم پارچه رو کنار زدم دیدم  مامانم مثل یه فرشته خوابیده چشمام داشت گرم میشد ولی به خودم گفتم  مامانی شاید خسته بوده و خوابیده آروم صداش کردم مامانی پاشو اومدم  کارنامم رو نشونت بدم پاشو ببین قبول شدم بیبن چقدر بیست آوردم اما  مامانم حتی یه تکونم نخورد تو حال خودم نبودم ادامه دادم مامانی چرا  دیگه بدنت بوی گل نرگس نمیده؟ چرا چشماتو بستی ،خیلی خسته ای؟

 دستم رو کشیدم رو صورت مامانم خیلی سرد بود باورم نمیشد یدفعه  دستم رو کشیدم همه زدن زیر گریه به مامانم گفتم مامانی پاشو ببین اینا  واسه چی گریه میکنن؟کسی چیزیش شده؟ چرا اینجا اینطوری شده؟ چرا  دیگه نمیخندی؟ مامان کارنامه قبولیم رو آوردم مگه تو نگفتی اگه بیست  بشم واسم یه توپ میخری؟ مگه تو آرزو نداشتی کارنامه قبولیم رو ببینی؟

 مامانی نکنه ،نکنه تو هم منو تنها گذاشتی؟ نکنه دستمو ول کردی؟ آخه  چطوری تونستی؟ نگفتی بدون تو میمیرم؟ نگفتی دنیا برام بدون تو  مفهمومی نداره؟ مامان دیگه کی به جای توبغلم کنه؟ دیگه کی بجای تو منو  ببره مدرسه؟ کی برام تو شبا قصه بگه؟ کی دیگه نوازشم کنه؟

 مامانی پاشو دعوام کن آخه دارم گریه میکنم پاشو یه کم نصیحتم کن پاشو  مامان دارم میمیرم

 نکنه قرارمون یادت رفت مگه بهم نگفتی تا تو لباس دامادی نبینمت تنهات  نمیذارم چرا بد قولی کردی؟ هان چرا تنهام گذاشتی؟ نکنه دوسم  نداشتی نکنه پسر خوبی برات نبودم؟

 پاشو مامانی چرا بدنت یخ زده؟ پاشو قربونت برم الهی پاشو یدونه فقط یدونه از اون لبخند خوشگلاتو بزن از اونایی خیلی دوست داشتم پاشو   خواهش میکنم مامان پاشو دستمو برا آخرین بار بگیر

 خدا آخه چرا مامان من؟ چرا هستی من؟ چرا همه کس منو گرفتی؟ من  که به جز اون کسی رو نداشتم چطور دلت اومد مامانم رو بگیری؟ هان مگه  مامانم چه گناهی کرده بود ؟

 خدایا آخه چقدر تنهایی بدون مامانم منم میمیرم ،آخه واسه چی مامانم؟  چرا منو نبردی؟

 مامان یادته صبح که داشتی می بردیم مدرسه گفتی زودی بیا میخوام سیر  ببینمت من که اومدم ولی تو چرا رفتی؟ دیدی تو بد قولی کردی

 مامان مدیرمون گفت که میخوان فردا تو مدرسه جشن بگیرن و باید  خانوادتون حتما باشن ولی من که دیگه خانواده ندارم تو دنیا فقط تو رو  داشتم که رفتی،حالا جواب مدیرمون رو چی بدم؟ بگم مامانم .....

 مامانی تو رفتی ولی بدون همیشه تو قلب پسر کوچولوت باقی میمونی تا  روز قیامت

 خدا جونم یه فرشته خوشگل به جمع فرشته هات اضافه شد  خیلی  مواظبش باش آخه اون پاره تن منه ، مامان خودمه

 

نظرات ()



هــویــت
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٢/٩

بدون شرح مینویسم تا بدانی دیگر زندگی ام بی عنوان شده خالی خالی صبح را آرام شروع میکنم و شب را پر غوغا و پریشان به سرانجام میرسانم در این شهر به دنبال هویت از دست رفته ام میگردم به دنبال صدایی که به سکوت تبدیل شده اما نیست هرچه میگردم انگار از من دور می شود من به اوج میروم و او به قعر یا شاید بلعکس من که سالیان سال است که به قعر رفته ام و اینجا در تاریکی به دنبال یک روشنایی ام تا ببینم ، تا ببینم این جسم خسته ام را من هویت گمشده ام را میخواهم حتی در این تاریکی ....

نظرات ()



بـاز آمــدم
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

سلام

من یه معذرت خواهی به همه بدهکارم امیدوارم منو واسه این حرکتی که انجام دادم ببخشید

گاهی وقتا وقتی فکر میکنی مشکلات دارن بهت فشار میارن مجبوری خودت رو از رده خارج کنی یا برا همیشه یا برا مدتی

این مشکل تقصیر من نبود مقصر بعضا بودن که از روی حسادت و طمع و کینه ضرباتی رو به من زدن همه میگن بزرگترین آدما هم زیر فشار روحی نمیتونن طاقت بیارن و نابود میشن

منم جزو همین آدما بودم فشار روحی داشت عذابم میداد من هرگز ناامید نبودم به غیر از آخرین بار که پیام خداحافظی رو نوشتم ولی هر وقت تو زندگی سر موضوعی کم میارم اول توکل میکنم به خدا و بعدش میگردم دنبال راه حل من این فرصت رو میخواستم تا برم و راه حلی واسه خودم و مشکلم پیدا کنم که خدارو شکر حل شد

حالا میدونم عصبانی هستین ازتون خواهش میکنم برین ادامه مطلب و خودتون بهتر میفهمین چی شده....  

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



 
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱۱/٢٢

مستی نبود چو مستی باده ی عشق

از عرش فراتر رودافتاده ی عشق

 فارغ بود از دو عالم آزاده ی عشق

مرگش نبود هر آن که شد زاده ی عشق

 

نظرات ()



 
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

 

میان جاده های این شب سیاه می روی

   دلم گرفته! باز هم کـه ســوی چـاه می روی

میان شهر سنگ ها، خطاست آینه شدن

   و تو به جرم عادت همین گناه می روی

 

نظرات ()



طـلوعـی از شــرق
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱۱/۱٢

تو ای همسایه ی شرقی چرا عزم سفر داری؟

نمیدانم که از دلواپسی هایم خبر داری؟

به همراه تو آوردم کتاب و آب و آیینه

چو فهمیدم که پیش رو مسیری پر خطر داری

برای دیدنت یک شب ز خود خواهم گذشت ، آری

و میدانم برایم فکرهایی زیر سر داری

 

کنون محتاج روی تو چو شبهای دگر هستم

دعایم کن به عرفانی که در وقت سحر داری

 

نظرات ()



عروسیــــــــــــــــــــــ شون مبارکـــــــــــ
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱۱/۸

 دوست دارم،دوستی با عارفان

 عارفان نه،شاعران دوران

 شاعران نه،عاشقان بی ریا

 عاشقان نه،تنهای بی صدا

 آری آری بهترین ایده همین تنهایی ست تو چه دانی،،دل من طوفانی ست

 پس بیا تنهایی،مهرت میکنم کیسه زر و خرمایی،،،تا که شیرین شود کام همیشه  تلخت

 چون که با من شده ای همسر و هم بالینم پس چرا لال شدی نمی بینی مشتاقم

 بگو بله و بخور خرمایم ......می برم ماه عسل گوشه ای دنج تو را،،در کنار بی وفایان نبود میل تورا!!!

 بگو بله و نکن بیش از این دیوانم،، تا بتونم ز خجالت یه کمی دولا شم

 بگو دیگه مادرم از حال رفت مهمونا خسته شدن،عاقد رفت

 عاقد تو را خواهشی است،،،بار سوم بپرس، با من هست؟؟؟

 عاقد میگه:

 بسم الله و مولا علی

 خانم گو بله، آیا نمیخواین عقد کنین؟؟؟؟

 خانم به حرف میاد و میگه:

 حاج آقا من دوتا شرط میزارم اگه مقبول بگردد دست تو دستای آقامون میزارم

 اول آنکه شوهرم عاشق من باشد و بس

 دوم آنکه خواهرش را از من دور کند

 چون که داماد پذیرفت تمامی شروط

 عاقدم خطبه ی عقد را به آرامی خوند

 و عروس خانم پس از یک ساعت،،،گفت بله و در آغوش مادر شوهر رفت  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خب دیدین خانوم هم رفت خونه بخت قهقهه 

 بچه ها اگه بد بود منو ببخشید اینو خودم گفتم برا اینکه یه خورده بخندیم و شاد باشیم  

نظرات ()



و این است تنهایی من
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٢٦

تنهایی بیا

 

چشمانم را به در دوخته ام تا بیایی

کاش من هم میتوانستم نامرد باشم

روزگارم بی تو سخت است

کاش من هم میتوانستم بی وفا باشم

هزاران سال از خدا عمر میخواهم تا تو را ببینم

کاش روزی می شد تا بیایی

چشمانم خیس خیس است و منتظر

کاش مرکب دلت را تندتر میراندی

کوچه ی قلبم را از اول تا آخر گلدان گذاشتم

وفانوس تنهایی ام را روشن کردم

دنبال نور هدایت تو هستم در بین ظلمات

بیا،بیا و سیاهی قلبم را پاک کن

بیا و به این زندگی امیدوارم کن

منتظرت میمانم تا آخر عمرم

تا بیایی و در آغوشم بگیری

ای تنهایی بیا،،، من هنوز دوستت دارم...

 

 

عاشق و تنها

 

من آدمی از دیار غمم

تو ساحلی از نسل دریا

من پسری از نسل آفتاب

تو دختری از نسل آهوی بی خواب

من بی صدایم از دیار صدا

تو خاکی از دیار بیابان ها

من بچه ای فریب خورده بدست آشنا

تو شیر زنی مانند کوه ها

من تحقیر شده از دیار حقارتم

تو دختری از نسل آدم

ومن تنها از دیار بی کسان

و تو عاشق در بین معشوقان

و در بین عاشق و تنها،نیست وجه مشترک خداوندا

پس من به چه دل خوش کنم ای روزگار وانفسا

 

 

دیوانه

سرد،سرد،دستان کبودم

گرم،گرمم کن،با دستان داغت

خراب خرابم،مثل خانه ای در زلزله

تو بسازم مثل کوه دوباره

بی تو تب دارم،حالم عجیبه

با تو میمانم،مثل یک وصله

وصله ای روی پیراهن پاره

در برابر سردی و گرمی،مثل دیوانه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مترسک

میخواهم مترسک قلبت باشم

تا مانع از هجوم عشق به قلبت باشم

مثل یک مترسک عاشق،آشنا با محبتت باشم

آه ای باغبان بی چاره،میتوانم کنار تو باشم؟؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تنهایی و عاشقی

قول دادن را از تنهایی آموختم

ولی بد قولی را از عاشقی

مردانگی را از تنهایی آموختم

ولی نامردی را از عاشقی

نوشتن را از تنهایی آموختم

ولی خط زدن را از عاشقی

وفا را از تنهایی آموختم

ولی بی وفایی را از عاشقی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای کاش

کاش کسی بود تا دردم را به او می گفتم

کاش کسی بود تا درکم کند

کاش کسی بود تا همراهی ام کند

و ای کاش کسی بود تا عاشقم نکند

 

 

صفحه تنهایی

 

دستات خیلی سرد بود....

بغضی تو صدات موج میزد....

گوشه گیر و آواره....

غمگین و محزون....

بی امید در اوج امیدواری....

گفتم چی شده؟؟

پاسخ دادی: خسته ام ، خسته از عشق های باطل

گفتم: درکت میکنم از نظر من عشق در معنای حقیقی یعنی مرگ تدریجی یک حس

گفتی چه کنم: گفتم عشقت را مچاله کن و صفحه ی دیگری با عنوان تنهایی نقاشی کن

گفتی: یعنی زیبا می شود؟؟

گفتم: زیباتر از زیبا

 

نظرات ()



احـساس الــیـنـا
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٢٤

سلام به همه ی دوستای گلم

بالاخره هم نوبت ما رسید بچه ها اومدم با یه پست کاملا احساسی البته این پست مال من نیست بلکه مال یه دوست خوب و با احساس به اسم  ღ☆ الـیـنا ☆ღ آخه بهش قول داده بودم دیدم خوب نیست که این دختر این همه حس داره ولی کسی نخونه منم تونستم چندتا شو بزارم البته اگه دوست دارید و خوشتون اومده میتونید برید تو وبلاگ خودش و تا میتونید استفاده کنین

فقط یه خواهش دارم نظراتتون مربوط به این پست رو برید تو وبلاگ خودش بزار تا هم اون شما رو بیشتر بشناسه و هم شما

امیدوارم خوشتون بیاد   


ادامه مطلب ...
نظرات ()



یه خبر فوق مهم
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/۱٢

توجـــــــــــــه                                                                             توجـــــــــــه

باسلام خدمت: همکاران،،،همدردان،،،عاشقان،،،تنهایان،،،زیبایان،،،عزیزان،،،بزرگان،،، کودکان،،،دوستان،،،دشمنان،،،{ دیگه بسه نفسم گرفت}

خب میرم سر اصل مطلب ::::::::::::

من همین جا اعلام میکنم که همه ی افرادی که اون بالا نام آوردم به اضافه ی چندتا فرشته به اسم های:

متهم ردیف اول:: عزیز دلم شیـما،،،دوم آجی ساغر گلم،،،سوم پردیس خانوم،،، چهارم غیبت کرده جلسه بعد اخراج میشه حاضرین بهش اعلام کنن

من جا داره از همشون تشکر کنم و همین جا بهشون بگم دوستون دارم از صمیم قلب بخاطر همه ی همدردی و بزرگیتون که افتخار دادین و این بنده ی حقیر رو قابل دونستین و تنهاش نگذاشتین...........واقعا ممنون از همتون دست تک تکتون رو می بوسم 

حالا کدوما تون منو می پسندین::پس تا دیر نشده کلیک کن منتظربدو 

نظرات ()



فاصله ی دنیا تا آخرت خلاصه در شبانه روز
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٩

سلام سلام......

به دوستان گل و گلدون...گنجیشکای تو خیابون...خورشید تو بیابون...عزیزای مهربون

مامان...بابا...داداش...آجی...دایی...خاله...عمو...عمه...همسراشون...همه خوبن؟؟

خب خدارو شکر...منم خوبم {البته فکر نکنم کسی ازم پرسیده باشه خوبی یا نه}!!

اومدم با یه آپ کوشولو یعنی آخرین آپم البته اشتباه نشه برمیگردما بعد از دوهفته

امتحانو...درسو...دانشو...ماهم که خرخون چیش چیکار کنیم دیگه خجالتمون ندین

{تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمیباشد}

ای وای ببخشید فکر کنم اشتباه لپی صورت گرفته،،،تصحیح میکنم

{ز گهواره تا گور دانش بجوی}

تا همین قسمتش به درد من میخورد بقیش رو شاعر تو خواب و بیدار گفته برا خودش خوبه،به گمانم زیادی حرف زدم،،، برید بخونید آقایون صداشون در اومد،

کجا،،،ادامه مطلب اون پایین ه ه ه ه

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



کشاورز و پیرزن آخرین بازماندگان تنهایی من
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٥

دیشب هوای دلم ابری بود داشت بارون می اومد شر شر شر

خونه پیرزن چوبی بود و سقـفـش نشتی داشت.

دلم براش سوخت از خدا خواستم بارون بند بیاد  نم  نم  نم

دیدم یکی داره داد میزنه آهای حسین چرا گفتی بارون بند بیاد

گفتم مگه چی شده گفت اگه بارون نیاد مزرعه من خشک میشه دیدم راست میگه

از خدا خواستم دوباره بارون بیاد شر شر شر

ولی دیدم پیرزن داره میلرزه و از طرفی مزرعه کشاورز خشک میشه

بهشون گفتم چیکار کنم؟

کشاورز به پیرزن گفت گناه دل این بچه نیست تقصیر ماست که اومدیم تو ده تنهایی قلبش ساکن شدیم

کشاورز ادامه داد و گفت بیا بریم تو یه ده دیگه با این وضع نمیتونیم اینجا زندگی کنیم من با درختای

تنومند برات یه خونه بهتر از این درست میکنم تا با آرامش روزهایت را سپری کنی

پیرزن گفت حالا که اینطور شد منم برات ظهرها غذا درست میکنم تا هنگام کار گرسنه نباشی

وپیرزن با کشاورز رفت چند ساعت پس از رفتنشان باران شدیدتر شد و خانه پیرزن خراب و سیلی تمام مزرعه کشاورز را نابود کرد

وده تنهایی از آن روز به بعد رنگ روشنی خورشید را ندید و در ظلمات شب فرو رفت و آسمانش بخیل و زمینش خشک شد

 آری این عذاب تنهایی من بود که ده تنهایی را نابود کرد

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.SMSRooz.com

نظرات ()



بهانه های خواهر و سهم های برادر
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٤

خواهر: بهانه ای میخوام واسه اوج گرفتن

برادر: سهم من از زندگی چیه؟

خواهر: بهانه ای میخوام واسه آواز خواندن

برادر: سهم من از عشق چیه؟

خواهر: بهانه ای میخوام واسه لمس لحظه ها

برادر: سهم من از تنهایی چیه؟

خواهر: برادر بسه دیگه اینقدر سهم سهم نکن

برادر: توهم بس کن و بهانه گیری نکن

خواهر: با من بودی داداشی......دیگه دوست ندارم

برادر: بله با همین خودت بودم.....منم دیگه دوست ندارم

خواهر: داداشی ببخشید به نظر من سهم تو از این دنیا فقط تنهایی بوده

برادر: آجی راست میگی به نظر منم بهونه هات اینو صدا میزنه که یه همدرد میخوای

خواهر: پس داداشی بیا و با تنهاییت دردهامو آروم کن

برادر: پس تو هم بیا و با دردهات تنهاییمو پر کن

خواهر و برادر: پس چقدر درد و تنهایی برازنده ی هم هستن مثل یه خواهر و برادر

 

نظرات ()



دخترانه
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٤

مطلبی کوتاه از نوع دخترانه:

برای دختران

5 نکته برای خوش اخلاق شدن دختران

 
بدون تکیه به اراده، هیچ کس نمی تواند زندگی سالم و طولانی داشته باشد؛ گاهی اوقات تغییر اخلاق این احساس را به ما می دهد که زندگی مان خیلی طولانی تر شده است. بد اخلاقی نه تنها باعث افسردگی تان می شود، بلکه عملکرد سیستم ایمنی تان را نیز پائین می آورد، و منجر به بیماریشما می شود. در اینجا چند رهنمون برای ارتقا حوصله، روح و روان و سلامت شما آورده شده است.


1- یک موضوع خنده دار

(خنده درمانی)، توسط نرمن کازنیز پایه گذاری شده، تا مفهوم واقعی آن به سرانجام برسد. تحقیقات نشان داده است که شادی و خنده عملکرد سیستم ایمنی بدن را تعالی می بخشد. خصوصا تولید سلول هایی که بطور طبیعی به حفاظت بدن از بیماری و سرطان کمک می کنند.


2- بدست گرفتن تندرستی

تماس با مردم تولید اندورفین را افزایش می دهد. هورمن رشدو DHEA، زندگی را طولانی تر. مطالعات نشان داده اند بیمارانی که بطور منظم ارتباط داشته اند سریع تر از دیگرانی که تنها بوده اند بهبود یافته اند.


3- هورمون های جوانی تان راتقویت کنید

برای جاری کردن سیل جوانی هورمونهای رشددر بدن تان نیازی به قرص ندارید. تحقیقات نشان داده اند چمباتمه زدن و فشردن پا تولید طبیعی هورمون جوانی را بشدت زیاد می کند. افزایش هورمون رشد به ترفیع حوصله و اخلاق در بین دیگر امتیازات بدنیتعبیر می شود. آن را با تمرین وزنه، خم کردن زانو، شنای سوئدی وپاروزدن بالا نگه دارید.


4 - با بوییدن احساس سرخوشی پیدا کنید


5- به وسیله گل ها سرحال شوید

دلیلی وجود دارد که از گلها به زیبایی یاد می شود. گل های رنگارنگ تاثیر قدرتمندی روی ذهن دارند. آنها می توانند سبب ترفیع خلق و خوی بیمار شوند، حتی در زمان استرس زیاد. یک تحقیق نشان داد که افرادی که در حین تایپ کردن 5 دقیقه در کنار یک دسته گل هستند راحت تر این کار را انجام می دهند، نسبت به افرادی که در زمان تایپ کردن فقط کنار شاخ و برگ گیاهان می نشینند.


 شعر از نوع دخترانه:

کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه      مرحمی بشیم که زخم آدما کمتر بشه

کاشکی شاخه درخت زندگی رو نشکنیم         گل سرخ و از شهر پاک غنچه نکنیم

کاشکی پاک کنیم تمام اشکایی که جاریه       رنگ یاس هایی کنیم که همیشه بهاریه

کاش دست پرنده های بی گناه رو بگیریم        توی آسمون بریم دامن ماه و بگیریم


 لطیفه از نوع دخترانه:

دخترا مثل چرخ گوشت میمونند اگه خدایی نکرده جایی از بدنتون توش بره یک عمر پشیمون می شید.


 برای موفقیتت بخوان:

روزگار دو حالت دارد یا باتو میسازد یا تو با او میسازی.

 

نظرات ()



پسرانه
نویسنده: Hossin - ۱۳۸٩/۱٠/٤

مطلبی کوتاه از نوع پسرانه:

2 توصیه برای اوقات فراغت پسران

 

c اولین اصل در اوقات فراغت پسران رعایت تنوع روحی آنان است. در طرح واجرای چنین برنامه از عوامل موفقییت آمیز بودن برنامه می باشد زیرا جوانان به خصوص پسران "تنوع طلب" و"نوگرا" هستند و برنامه هایی که واجد چنین ویژگیهایی باشد. از جاذبه ی بیشتری برای نسل برخوردار خواهد بود و در مقایسه با اوقات فراغت باید از جاذبه ی بالایی برخوردار باشد.


 c ترغیب جوانان به استفاده از "خلوت شخصی" و لحظاتی با خود بودن موجب تقویت ذهن و رشد خوداگاهی آنان میشود علاوه بر آن درک جامعه تری از زندگی نیز بدست می آورند.


 شعری از نوع پسرانه:

سر و چشمی نخفته دارم، ای دوست!                    غمی با کس نگفته، دارم ای دوست!

اگر جانم بر آید از جدایی،                                        به دل، رازت نهفته دارم ای دوست!


لطیفه از نوع پسرانه:

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید!


برای موفقیتت بخوان:

هنر را تا آخرین لحظه که بجویی بازهم هنر جویی

 

نظرات ()